تبليغاتX
یا صاحب الزمان - نامه ای به مقصد بهشت s
 

یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان





نامه ای به مقصد بهشت

سلام ای گل امید من!ای کبوتر عشق!سلام ای لاله صحرایی ام!بابا جا!ان روز ها خیلی کوچک بودم و از خیلی چیزها سر در نمی اوردم.اری ان روزها که از کنارم رفتی و چون کاکایی بی بال و پر در خون"در ختنه یار"در عشق جای گرفتی ان روز که قفس تنگ تن را شکستی"خیلی کوچک بودم و تنها میدیدم که هر کس به سراغم می اید گریه کی کند و گونه هایه کوچکم را می بوسد و من غافل و بی خبر به دنبال بازی هایه کودکانه ام میدویدم.
ان روز ها چه میدانستم جنگ چیست"شهید به چه میگویند؟نمی دانستم که نخلهایه بی سر در کجایه زمین سر در اورده اند من از جزیره مجنون که هزاران سرایدار را عاشق خود کرده بود چیزی نمی دانستم.
پدر جان هنوز خوابی را که ان وقتها دیدم یادم هست تو در خواب به من مژده کربلا را دادی.مژده صحرایه خونین عشق را به من دادی قول دادی که با هم برویم اما تنها رفتی"رفتیو درد بی کسی را در قلب کوچکم حک کردی و من هنوز هم منتظرم.ان روز ها فکر می کردم به مسافرت رفته ای.با شنیدن صدای زنگ در"به سرعت به سوی در میدویدم گمان می کردم از مسافرت برگشته ای  الان است که تو را در اغوش بگیرم اما نه.........
بر می گشتم و از مادر سراغت را میگرفتم او با چشمانی پر اشک و بغضی در گلو می خواست پاسخ درد ناک پرسشم رات به زبان نیاورد و به هر راه ممکن سر گرمم کند بعدها که فهمیدم کمتر بهانه گرفتم.
پدر جان چقدر به ما فکر می کنی؟
مادر چقدر شکسته شده است!ضجه های مادر را میشنوی؟
چشم اشک بارو دل خونینش را میبینی؟به مادر کمک کن تا دشواری ها را تاب اورد.
پدر جان چقدر دوست دارم که در هنگام اندوه"نگاه پر مهرو دستان سبز و وجود گرمت را حس کنم!گاهی اوقات به خود می گویم:من چقدر بد بختم!اما به خود که می ایم از فکرش پشیمان می شوم و خوشبختی را در تمام سلول هایه بدنم نفس می کشم.این خوشبختی را از خدا و تو دارم.اری افتخار به شجاعت و ایثارو جوانمردی تو و من به خاطر تو همیه ملایمات را به جان می خرمبه شرطی قول بدهی که به ما سر بزنی حضور تو جود مرا سر شار از امید می کند و اسمان را ابی تر جلوه می دهد همیشه خون سرخ تو  از لاله ات رد رگهایم جاری است پدر!دوستت دارم.

ادرس گیرنده:بهشت"خیابان ازادی"کوچه عشق"پلاک شهادت
ادرس فرستنده:دنیا خیابان غربت"کوچه غم"پلاک خاطره و خون

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387;ساعت 6:31;  توسط  سیدمنتظر;